نوروز 93
دینا جونم دختر گلم امسال سومین عیدی بود که تو در کنار ما بودی . امروز اومدم سال جدیدو هم به تو هم به دوستای گلت و مامان و باباهاشون تبریک بگم.
امسال بیشتر از پارسال ذوق اومدن عیدو داشتی وقتی داشتم هفت سین میچیدم برخلاف تصورم خیلی باهام همکاری کردی و اصلا به وسایلای رو میز دست نمیزدی.
تا بهت گفتم دیگه داره عید میشه داشتی از خوشحالی رو ابرا پرواز میکردی.
تا مهمون میومد خونمون ذوق میکردی و اول میرفتی قایم میشدی بعد میومدی پیش مهمونا.
خلاصه که امسال با وجود تو بهارمون خیییلی زیباتره.
حالا بریم سراغ عکسا....
اول از همه تخم مرغا و آجیل چهارشنبه سوری که آماده کردیم واسه بچه ها

اینم آجیل تو وامیرعلی که مامان جون واستون آماده کرده بود


اینجام چندساعت مونده به عید که تازه از حموم دراومدی و داری به سفره هفت سین سر میزنی


و لحظه تحویل سال.....


اینم امیرعلی خان با لباس عیدش


اینجام خونه خاله باباجون که از حیاطشون خوشم اومد و چندتا عکس گرفتیم



نیما (نوه خاله مامانی )که چند ماه از دینا بزرگتره



نوروز 93
